شات_ شانسى

ساخت وبلاگ

در تمام عكس هايى كه دارم و البته تعدادشان هم كم نيست، هيچوقت تمام خودم را نديده ام.اصلا بيشتر اوقات احساس مى كنم آن آدم توى عكس من نيستم و در بهترين حالت، كمترين شباهت ها را بين خودم و عكسى كه از من گرفته شده است پيدا مى كنم.اما، چند روز پيش  خيلى اتفاقى عكسى از خودم در آيپدم پيدا كردم كه خود_ خودم بود.احتمالا عكس  را هفته پيش مورچه از من گرفته است و وقتى هم گرفته است كه غرق غم بوده ام و يك روسرى طوسى و صورتى دور خودم پيچيده ام و تقريبا مچاله شده ام توى صندلى راكى كه كنار ديوار بوده ست.قسمتى از عكس ديوار سفيد كنار صندلى است و قسمت ديگر من هستم كه سرم را به سمت چپ چرخانده ام و با چشم هايى كه سراسر نگرانى و اضطراب است جايى را نگاه مى كنم.هر چقدر فكر مى كنم نمى دانم آن روسرى را كى خريده ام و چه طورى پيدايش كرده ام و چرا دور خودم پيچيده ام.اما، هر چه هست رنگ سرد روسرى و سفيدى ديوار دقيقا با سردى و رنگ پريدگى چهرهء من  هماهنگ شده است و شات شانسى مورچه  از من، آنچنان عكسى خلق كرده است كه من بدون هيج ترديدى آن را از بين تمام عكس هايى كه دارم برداشته ام  و گذاشته ام كنار تا چاپ شود و شايد هم قاب.

🕊 فكر مى كنم لازم است روز عكاسان را به مورچه هم تبريك بگويم.


برچسب‌ها: چرا منوى صبحانه ها اينقدررررر تكرارى استشانسى,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 13:54