دست دوم

ساخت وبلاگ

براى كمك به زلزله زده ها،حس همكارى خوبى بين مردم در جريان است و تا حالا از خود من دو بار به "زور "كمك گرفته شده است براى كمك به آن آوارگان بى سرپناه. آن  كلمه"زور" را بخاطر اين آوردم كه از خودم تعريف نكرده باشم.چون معتقدم كمك به آنها نه كار من است و نه وظيفهء من و وقتى كسى كار و وظيفهء ديگرى را به عهده مى گيرد، نتيجه هرگز درخشان نخواهد بود.اما، اين باعث نمى شود كه همت مردم را تحسين نكنم.مخصوصا كه در اين هاگير و واگير يك عده خوشحال هستند كه  يك سرى تابوها هم دارد شكسته مى شود، غافل از اينكه اين تابوها اصلا وجود نداشته اند.وگرنه هرگز اينقدر راحت شكسته نمى شد.(حس خوبى به اين موج روشنفكر بازى ندارم).داشتم مى گفتم كه همه مردم دارند از همه مردم تشكر مى كنند كه اينقدر همبستگى نشان داده اند و هر چه پتو در شهر بوده است، خريده اند و فرستاده اند و تا توانسته اند اب و نان و لباس نو و دست دوم را ارسال كرده اند."لباس دست دوم" منظورم همين بود.چون محل زلزله به ما نزديك بود و خيلى ملموس ان را حس كرديم، با زلزله زدگان يك نوع احساس مشترك داريم و هى به خودمان يادآورى مى كنيم كه ممكن است ما جاى انها بودم و اگر ما جاى آنها بوديم چه مى كرديم؟راستش احساس مى كنم اگر من جاى آنها بودم و احيانا از زلزله جان سالم به در مى بردم و انقدر هم خوش شانس بودم كه كمك هاى مردمى به دستم برسد و كمك مردمى مثلا يك پالتو كهنه مى بود( فك كنم اين ديگه آينده در گذشته باشه)،همان جا، مى مردم.

☘️  يكى از آشنايان كه تازه از منطقه برگشته است، خواهش مى كرد حتى لباس دست دوم را هم بفرستيد.از بس هوا ناجوانمردانه سرد است.


برچسب‌ها: همه مى ترسند ...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 12:10