عمو زنجیر باف

ساخت وبلاگ
چکیده : قصه امشب را باریک تعریف کرد: یک شب که جغدک حوصله اش سر رفته بود تصمیم گرفت برود و ببیند کدام یک از د... با عنوان : عمو زنجیر باف بخوانید :
قصه امشب را باریک تعریف کرد:

یک شب که جغدک حوصله اش سر رفته بود تصمیم گرفت برود و ببیند کدام یک از دوستانش بیدار هستتد تا با هم بازی کنند.بنابراین اول سراغ میمون_بلا رفت.اما،مادر_ میمون گفت میمونک خوابیده است.مادر ببرک و پلنگه هم همین حرف را زدند.بنابراین جغدک آسمان را نگاه کرد و ماه را دید و از ماه خواست بیاید پایین تا با هم بازی کنند.ماه،قبول کرد به شرطی که دوستش،ستاره را هم بیاورد.جغدک دوست داشت ستاره هم بیاید.پس، ماه و ستاره از آسمان به زمین آمدند و سه تایی آنقدر عمو زنجیر, باف بازی کردند تا خسته و کوفته شدند و به خانه هایشان برگشتند و خوابیدند.

🐵کلی به خودم افتخار کردم که تا این حد ملموس خلاقیت بچه را قلقلک داده ام.

🐵 نگرانم که باریک احساس تنهایی کند.چون خودش هم خیلی با ماه حرف می زند.

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 12:28