مهمان_ منتقد | بلاگ

مهمان_ منتقد

تعرفه تبلیغات در سایت

يك ظرف بزرگ پر از اب نبات با طعم زنجبيل روى ميز است و مورچه بعد از امتحان كردنش به شدت از آن بدش آمد و رفت سراغ آدامس هايى كه هفته پيش در بانه به عنوان پول خرد به من پس داده بودند و نمى دانم چرا همچنان روى ميز بود و دور نينداخته بودم.مورچه آدامس ها را هم كه امتحان دهد،تقريبا حالش بد شد و فرياد زد:"خيلى تند است" جلد آدامس را نگاه كردم و طعمش دارچين بود.پس از رفع عطش حاصل از آدامس؛نوشيدنى توى پارچ_ كوچك روى ميز را با شك و ترديد نگاه كرد و پرسيد:

- اين چيه؟

- موهيتو.خاله سارا درستش كرده و كمى هم واسه من آورده.

- خوشمزه است؟

- بد نيست.ولى،من خيلى خوشم نمياد.بهتره تو هم اگه تشنه هستى آب بخورى.آب برات بيارم؟

- نه.همين رو مى خورم.

طفلك موهيتو را سركشيد و فقط خدا رحم كرد كه قورتش داد و خفه نشد اما، چون انتخاب خودش بود، خيلى غر نزد.فقط دم _ رفتن گفت:

- خاله، يه چيزهايى بذار رو ميز كه آدم بتونه بخوره!

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:11