كردار نيك

تعرفه تبلیغات در سایت

وقتى من رسيدم، مادر و پسر تصميم گرفته بودند؛ براى گرفتن اكو و نوار قلب به بيمارستان دولتى بروند.به همين خاطر از خانم منشى خداحافظى كردند و رفتند.اما، يك ربع بعد برگشتند و توضيح دادند كه تصميم شان عوض شده است.خانم منشى از آنها خواست بنشينند.پسرش از مطب بيرون رفت و مادرش كنار من و چند خانم ديگر نشست و با غم و البته بدون انتظار هيج كمكى از كسى از تنگدستى اش گفت:

- دستم تنگه.

هيچ كسى حرفى نزد.چه رسد به من.من فقط نگاه كردم.مادر واقعا زيبا بود.پوست بور و البته رنج كشيده با لباس هاى روشن و البته ارزان با آرامش_ اصيل چهره و غرورى كه انگار شكستنى نبود،همه را ميخكوب كرده بود.من همچنان نگاه مى كردم و از شرمنده بودن يك مادر به شدت دلم گرفته بود.كمى بعد نوبت آن مادر شد.اما، قبل از اينكه پيش دكتر برود، خانم منشى مقدارى پول به او پس داد و گفت:

- يكى از مريض ها حساب كرده.

💓يادم رفته بود درست زندگى كردن چقدر ساده است.

نویسنده : بازدید : 22 تاريخ : سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 16:27
برچسب‌ها : کردار نیک,کردار نیک یعنی چه,