بچه پررو

ساخت وبلاگ

من يك زن عمو دارم كه هميشه همراه با اسمش مهربانى هايش يادم مى آيد.ما، بچه بوديم و زن عمو يك صندوقچهء بزرگ قفل شده داشت پر از شيرينى و خوراكى هاى خوشمزه كه فقط در حضور بچه ها و براى بچه ها آن را باز مى كرد.يكى از خاطرات شيرين كودكى من به باز شدن در_آن صندوقچه و گرفتن سهم شيرينى ام مربوط مى شود.سهمى كه چون بچه بودم به من تعلق مى گرفت.

امروز خواستم از زن عمويم تقليد كنم و به مهمانان كوچكم اجازه دادم هر كدام هرچيزى را كه دوست دارند از اين خانه بردارند و براى خودشان ببرند.مورچه يك دسته گل كوچك تزئينى برداشت و يكى از بچه ها يك مجسمه كوچك به شكل خرگوش و آن يكى يك دلفين كوچك سنگى  را برداشت.زيباترين ها را برداشته بودند.اما،ارزشش را داشت.داشتيم مهربانى را تمرين مى كرديم.

حين تمرين فهميدم،ميزان پرروئى با عدد سن رابطه غير مستقيم دارد.سه تا بچهء بزرگتر،سه تا شى زيبا اما كم اهميت را برداشته بودند.بدون شك من آن مجسمه هاى كوچك را دوست داشتم و مخصوصا دلم براى دلفينكم تنگ مى شود.اما،بى هيج بحثى با بردنشان موافقت كردم.ولى آخر چطور مى توانستم قبول كنم يك بچهء زير سه سال صاحب آيپد_عزيزم بشود؟

بچه پررو,بچه پررو به انگليسي,بچه پررو به انگلیسی,...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 24 آبان 1395 ساعت: 9:24