فقر و قحطى | بلاگ

فقر و قحطى

تعرفه تبلیغات در سایت
تصميم داشتم اين بعدازظهر:

- آن جزوهء شصت و شش صفحه اى را مطالعه كنم كه امتحانش هفتهء آينده است و خيلى هم مهم است.

يا حداقل :

- آشپزخانه را مى شستم كه هنوز  پر از خرده هاى شيشهء پيركس  است و راه رفتن در آن  خطرناك است.

يا حداقل تر:

به خريد مى رفتم و يخچال را از حالت فقر و قحطى در مى آوردم و اميد به زندگى ام را بهبود مى بخشيدم.

اما، به جاى همهء اين كارها:

خوابيدم.

...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 23:39