ساعت ده صبح

ساخت وبلاگ

با مامان و خواهرها داشتيم صبحانه مى خورديم.من بلند شدم پنجره را باز كردم و هواى خيلى خنك ساعت ده صبح همه را سرحال آورد.اما، مامان اصرار داشت پنجره را ببندم.

- چرا؟

- چون خانم همسايه روبرويى الان مى آد رو بالكن و مى بينه كه نشستيم و با هم صبحانه  مى خوريم.

- خوب اون خانم بايد خجالت بكشه كه خونه مردم رو نگاه مى كنه، نه ما كه داريم صبحانه  مى خوريم.

- آخه ماه رمضونه!

- خوب باشه.

- ببين ما الان بايد روزه باشيم.

🌿بعدش هم مامان طورى نشست كه در تيررس نگاه خانم همسايه نباشد.

 


برچسب‌ها: براى صبحانه فردا چه كنم حالاااا

نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:44 توسط پرژین|

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 2:25