گرمك براى گربه ها

ساخت وبلاگ

يك دوستى داشتم كه هميشه يك چمدان پر از پارچه هاى گران قيمت_ مخصوص لباس كردى در خانه داشت و حتى وقتى كلا به انگلستان مهاجرت كرد، چمدانش را با خودش برد.چون ادعا مى كرد فقط با آن چمدان پر از پارچه، خيالش كاملا راحت است.خلاصه هر كسى خيالش طورى راحت است و خيال من وقتى راحت است كه در يخچال كم_كم دو نوع ميوهء مورد علاقه ام وجود داشته باشد و خوشبختانه الان از آن وقت هاست.اما، هفتهء پيش هيچ ميوه اى در يخچال نبود و وقتى سارا زنگ زد كه آيا لازم است با خودش ميوه بياورد يا نه؟با توجه به سوابق وحشتناك سارا در خريد ميوه،فقط خواستم كه با خودش طالبى بياورد.طالبى را كه ديگر همه مى شناسند و اميدوار بودم سارا هم بشناسد و شيرين بودن و نبودنش را به بخت و اقبالمان سپردم و با خوشبينى منتظر رسيدن طالبى هاى شيرين شدم.اما،آه دوباره آه،سارا بجاى طالبى با گرمك رسيد و شانس اورد كه من مدتى است متد خشم غيظ  را تمرين مى كنم و گرمك ها را بجاى دم در توى يخچال گذاشتم و از هرگونه تلاش و كوششى براى توضيح تفاوت طالبى و گرمك احتراز كردم و فقط به اينكه سارا در جهل مركب ابدالدهر بماند؛رضايت دادم.اما، از پنچ شنبه تا حالا آن طالبى اشتباهى توى يخچال است و با توجه به حساسيت من در مورد هدر رفتن مواد خوراكى، حتى سعى كردم مزه اش را امتحان كنم و امتحان كردم.اما بلافاصله پشيمان شدم.مزه اش براى طبع من زيادى شيرين بود و چاره اى نبود بايد آن را دور مى انداختم.البته هنوز دور نينداخته ام.راستى ممكن است گربه ها گرمك دوست داشته باشند؟ديروز كه اثرى از شيرينى ها نمانده بود.ممكن است از اين نوع شيرينى هم خوششان بيايد؟اميدوارم خوششان بيايد!

☘️ مطمئن نيستم شيرينى هاى ديروز را گربه ها خورده باشند.


برچسب‌ها: با پنچ دقيقه پياده روى ميرسم به باشگاه اگر بروم

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:32 توسط پرژین|

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:22