زخم هاى زيبا

تعرفه تبلیغات در سایت

ديروز و دقيقا وقتى كه خودم را از لحاظ حرفه اى بودن در تكنيك بالارفتن از درخت  در حد سنجاب و روباه و گربه و دايناسور به كائنات معرفى مى كردم، يهو پايم لغزيد و سرخوردم و دست هايم سرخود و بدون گرفتن هيچ فرمانى از مغز خودشان را به لبهء ديوار گير دادند و تا مغز بيايد فرمان صادر كند، ديوار را ول كردند و من را انداختند وسط حياط.

بلند شدم و خودم را تكاندم و كمى فحش دادم و زخم ها و خراش ها را نگاه كردم و نويد يك فرداى دردناك را به اطلاعشان رساندم و خدا را شكر كردم كه مكانيزم داغ بودن  و درد را احساس نكردن را حداقل براى چند ساعت را در درون ما فعال كرده است.وگرنه، شايد من اصلا نمى توانستم از جايم بلند شوم و برسم داخل خانه تا زخم هايم را بشمارم.

تعداد زخم ها هاى قابل مشاهده چهار تا هستند و غير قابل مشاهده هم كه همان كوفتگى باشد،از جمله دردهاى غيرقابل شمارش است و من فقط مى توانم براى توصيفشان از كلمات كم، زياد، خيلى كم و خيلى زياد استفاده كنم و اينجا بهترين واژه گزينه زياد است.وگرنه مگر مى توانستم بنويسم اصلا.الان هم براى رو كم كنى دردها دارم مى نوسم.

هدف رو كم كنى هم مهم است.اما، بيشتر زيبايى يكى از زخم ها باعث شد در مورد حادثهء ديروز بنويسم.اين زخم زيبا دقيقا در خم بازو- آرنج ايجاد شده است و يعنى اگر فاصله ساق دست و بازو را يك خط راست در نظر بگيريم اين زخم مثل يك پيكان كج از سه سانت بالاتر از آن خط شروع شده است و تا سه سانت پايين تر خط امتداد يافته است.

كل زخم شامل يازده خراش كوچك و بزرگ است به شكل علامت واى فاى.يعنى پرانتزهاى كوچك و بزرگ به دنبال هم تشكيل شده اند و ٧ پرانتز در سمت  بالاى خط و يعنى بازو قرار داد و چهار تا آن ور خط.واقعا طرحشان زيباست و اين زيبايى هاى اتفاقى به نظر من قابل تحسين هستند.تازه فقط طرح نيست كه زيباست.خوش رنگ هم هستند.


برچسب‌ها: دير رسيدم و بليط هاى كنسرت حامد همايون تمام شده بو

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:57 توسط پرژین|

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 17:15
برچسب‌ها :