پرژین

متن مرتبط با «خورشیدی» در سایت پرژین نوشته شده است

طوفان خورشیدی

  • نیلوبلاگ

    پیاده رویِ دیروز من زیر آفتاب نیم ساعت هم نبود.البته ساعت بین نه و نیم تا ده صبح بود و بعدش هم که نیم ساعتی رانندگی کردم.اما،آنچنان گرمازده شدم که از لحاظ حال و انرژی صد رحمت به پیشی عمو جواد.یعنی هم انرژی ام کلا افتاده بود.هم سرم گیج می رفت و حلقه دور چشمانم درد می کرد و هم ضعف و تهوع داشتم.این وسط یهو در گلویم هم شبیه سرماخوردگی احساس عفونت می کردم.راستی احساس انفجار جمجمه بر اثر فشار رگ ها را هم داشتم.خلاصه که احساس می کردم تبدیل شده ام به تنوری که از خودم گرما متصاعد می کنم.اتقاق جالبی و جدیدی هم در این بین افتاد و آن قطع شدن ارتباط عصبی بین معده و مغزم بود.این قلم واقعا حیرت انگیز بود و برای اولین بار به آن دچار شده بودم.یعنی احساس ضعف می کردم و به اندازه دو برابر همیشه غذا می خوردم و ه...

    ادامه مطلب