صدای شنیدن زنگ در -مخصوصا ده شب به بعد- به من انچنان استرسی می دهد که انگار قفلی اصلا وجود ندارد و آن کسی که پشت در است به راحتی می تواند وارد خانه شود و فقط جهت رعایت 1 زنگ زده است.
بعد از ده شب زنگ در زده شد و با ترس و لرز جواب داده شد و کسی پشت در نبود.البته که این ترس عجیب است و باید روانکاوی شود.اما،زندگی در یک جامعه از هم گسیخته هم برای ایجاد چنین ترسی بی ثاثیر نیست.
◇حال این روزهای من؟انگار دارم پا برهنه از روی ذغال داغ رد می شوم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی