خرید بک لینک

وراج به دخترش پیشنهاد داده بود که با انتخاب خودش نماز خواندن را انتخاب کند و از این به بعد نماز بخواند.دخترش هم در پاسخ پیشنهاد پدر فاش ساخته بود او از خدا 1 داشته است که در جریان فجایع این روزها بیاید پایین و کاری بکند.اما، متاسفانه انتظارش 1 1 است.پس او همنماز نمی خواند.پدر قانع شده بود و کاملا با دخترش موافق بود که خدا باید کاری می کرد و اگر الان نمی خواهد کاری کند پس کی می خواهد کاری کند و در صورت کاری نکر ن به چه دردی می خورد؟

◇ دقیقا بعد از این مکالمه وراج رفت تا نماز ظهرش را بخواند!

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: شنبه 26 آذر 1401 ساعت: 23:03

صفحه بندی