پرژین

متن مرتبط با «بامعرفت» در سایت پرژین نوشته شده است

بامعرفت کوچک

  • نیلوبلاگ

    من توی ماشین نشسته بودم.منتظر مورچه که از کلاس بیرون بیاید.چند دقیقه ای که گذشت یک پسربچه حدود هشت- نه ساله از کنار ماشین رد شد.توقفی کرد.کمی دور شد.دوباره برگشت و با دقت بیشتری ماشینم را نگاه کرد.نمی دانست چه کند.بیخیال باشد و برود یا بامعرفت باشد و نرود.نرفت.آمد نزدیک پنجره ماشین و گفت:- خاله ماشینت پنجره!- واقعا؟- آره.بخدا!حسابی از آن عزیز بامعرفت تشکر کردم و پیاده شدم و لاستیک ماشین را چک کردم و به نظرم پنجر نیامد.اما،از آنجاییکه به ضعف وحشتناک خودم در امور فنی واقف هستم،حرف پسرک را جدی گرفت...

    ادامه مطلب