کبود

خرید بک لینک

کبودی بزرگی را که کمی بالاتر از زانویم بود به خواهرم نشان دادم و گفتم:

- ببین من دلیل خیلی از زخم و کبودی هام رو یادم نیست.اما این یکی رو کاملا یادمه.هفته پیش با زانو خوردم به لبه میز آرایشم و درد مختصری رو احساس کردم.فرداش به اندازه نصف کف دست،پام کبود شد که قشنگ هم بود و درد نداشت. الان هم که داره به زردی می زنه البته قشنگ نیست.اما همچنان بدون درده!

-کمی بیشتر مواظب باش خوب!

- همین رو می خواستم بگم.من مواظبم ولی این زد و خوردها اجتناب ناپذیره.از هفته پیش که اون ضربه ساده این کبودی عمیق رو به وجود آورد به این نتیجه رسیدم همه دست و پا و سر و کله شون به در و دیوار می خوره.فقط در بعضی ها رد زخم ها نمی مونه یا کم می مونه و زود خوب میشه و در بعضی ها مثل من اینجوری میشه که می بینی!

- بد جور هم شده.باور نمی کنم که درد نداره!

-واقعا درد نداره و نباید این شکلی هم می شد.فکر می کنم اگر این اتفاق واسه تو می افتاد پوستت حتی قرمز هم نمی شد!

اینجا خواهرم بر آشفت و گفت:

- منظورت اینه که پوست من کلفته؟

- نع!

- چی نه! خوب داری همین رو میگی!

- من فقط گفتم دلیل اینهمه زخم و زیلی سربه هوایی من نیست، مدل پوستم اینجوریه که با کوچکترین ضربه ای سیاه و کبود میشه!

خواهرم راضی نشد و اصرار داشت که من دارم دیگران را به پوست کلفتی متهم می کنم.ولی وجدانا من فقط داشتم از سر به هوا نبودن خودم دفاع می کردم.این زخم و سوختگی و کبودی ها دارد کار دستم می دهد و من را یک آدم حواس پرت معرفی می کند که بیشتر توی آسمان سیر می کند تا زمین.مثلا همین دور روز پیش که سارا اینجا بود اجازه کات کردن هندوانه را به من نداد و با خونسردی چاقو را از دستم گرفت و گفت:

- بده من! الان میزنی خودت رو ناکار می کنی!

◇ فیلم: یک لطف ساده

نظر: تا حدی سرگرم کننده بود همین.اخر فیلم هم تقریبا از head hunter کپی شده بود که کپی ضایعی هم بود.

یک جمله از فیلم:

همه مادرها می دونن اگر دوس دارن کاری درست انجام بشه،خودشون باید انجامش بدن!(دلیل اصرار مادرم برای انجام کارها توسط خودش رو فهمیدم.فکر می کردم عزیز دردانه ام.نگو قابل اعتماد نیستم!)

پرژین...

ما را در سایت پرژین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: سه شنبه 23 مرداد 1403 ساعت: 18:16

صفحه بندی