پرژین

متن مرتبط با «باگت» در سایت پرژین نوشته شده است

شیر و عسل و باگت

  • نیلوبلاگ

    اول صبح و هنوز آفتاب نزده،سه تا کار روی میزم گذاشته بودند که لازم بود بخاطرشان به سه نفر فحش بدهم.اما،چون هنوز کاملا لوود نشده بودم نمی توانستم با سرعت همیشگی ام تصمیم بگیرم اول به کی فحش بدهم.بنابراین یک مثلث توی ذهنم کشیدم و اژدها را گذاشتم راس مثلث و رییس و معاون را در کنار دو راس دیگر.فک کنم ناخوادگاهم می دانست اول باید به پروین فحش بدهم.اما،خودآگاه یاری نمی کردم و ذهنم بین پروین و ریس و معاون می چرخید.همه این ها سی ثانیه هم طول نکشید و خوشبختانه تلفنم زنگ زد.سیروان پیشخدمت اداره پشت خط بود ...

    ادامه مطلب