
حوصله ندارم خودم رو روانکاوی کنم که چرا رفتم تو اون کافه و قهوه سفارش دادم.البته برای تا وارد کافه شدنش دلیل دارم.ضعف کرده بودم و احساس می کردم کمی دیگه که فشارم بیفته،سرم بیشتر گیج میره و ممکنه بخورم زمین.فک کردم اگه یک تکه شیرینی بخورم،حالم کمی بهتر میشه.یعنی برای شیرینی خوردن دلیل داشتم.اما،نمی دونم چرا قهوه سفارش دادم.مخصوصا که من از قهوه اصلا خوشم نمی یاد.از نظر من زیادی تلخه و اصلا نمی تونم بفهمم چطور ممکنه کسی از این زهر هلاهل خوشش بیاد؟بعد همین قهوه رو که زهرهلاهل می دونم رو سفارش دادم.ا...
ادامه مطلب