
قسمت خیلی خوب کوهنوردی،پیدا کردن میوه های وحشیه که هم خیلی خوشمزه هستن و هم معمولا خوشگل و خوشرنگ و جذاب.(قسمت بدش هم که دیدن مار و ایناست)تمشک میوه ایه که این روزها توی مسیرم پیدا میشه و با اینکه خیلی خار داره و چیدنش سخت و همراه با زخم و زیلی شدنه،من همه مهارتم رو بکار می برم و تمشک های سیاه رو می چینم.داشتم تمشک می چیدم و خودم هم می دونستم این کار چه شانس رمانتیک و منحصربفردیه.واسه همین همه عصب هام مخصوصا بر و بچ چشایی با هم جشن گرفته بودند و خوش می گذروندند.یهو یه خانمی از کنارم رد شد که خیل...
ادامه مطلب
کنار یک تیربرق منتظر خواهرم ایستاده بودم و اتفاق عجیبی که چند بار تکرار شد این بود که ملت رو به روی من می ایستادند و نیم متر بالاتر از سرم را نگاه می کردند، سری تکان می دادند و می رفتند.دست آخر خودم هم کنجکاو شدم ببینم آن بالا چه خبر است؟خبری نبود.اگهی ترحیم عکس دار یک آدم تقریبا مشهور شهر را آنجا زده بودند. بخوانید...
ادامه مطلب