پرژین

متن مرتبط با «درد مشترک امین حبیبی» در سایت پرژین نوشته شده است

دستکش های جذاب مخصوص جذب ویتامین D

  • نیلوبلاگ

    قسمت خیلی خوب کوهنوردی،پیدا کردن میوه های وحشیه که هم خیلی خوشمزه هستن و هم معمولا خوشگل و خوشرنگ و جذاب.(قسمت بدش هم که دیدن مار و ایناست)تمشک میوه ایه که این روزها توی مسیرم پیدا میشه و با اینکه خیلی خار داره و چیدنش سخت و همراه با زخم و زیلی شدنه،من همه مهارتم رو بکار می برم و تمشک های سیاه رو می چینم.داشتم تمشک می چیدم و خودم هم می دونستم این کار چه شانس رمانتیک و منحصربفردیه.واسه همین همه عصب هام مخصوصا بر و بچ چشایی با هم جشن گرفته بودند و خوش می گذروندند.یهو یه خانمی از کنارم رد شد که خیل...

    ادامه مطلب
  • دره دردناک

  • نیلوبلاگ

    یک جاهایی از زندگی نمی شود غمگین نبود و غصه نخورد.مهم نیست چقدر تلاش کنی،نمی شود که نمی شود.با اینکه دلم روشن است و پر از نور و می دانم از این دره دردناک هم خواهیم گذشت و شاد و خوشحال به قله خواهیم رسید و جشن خواهیم گرفت،اما امشب نمی توانم غمگین نباشم و غصه نخورم.واقعا نمی توانم.نمی شود. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بنجامین

  • نیلوبلاگ

    رییس اداره_لعنت الله علیه_ بالاخره یک کار نیکو انجام داده است و برای تمام اتاق ها از جمله اتاق ما گل خریده است.حالا بماند،برای ما گل نمی آوردند و با جار و جنجال خانم همکار و اعتراض رییس صاحب یک درختچه...

    ادامه مطلب
  • درد مشترك

  • نیلوبلاگ

    مورچه تند تند توضيح مى داد؛تمام لباسهايش كوچك شده است و غير از اين لباسى كه تنش است هيچ لباس _ ديگرى ندارد و دليلش اين است كه حسابى بزرگ شده است و قدش به پريز آشپزخانه مى رسد و براى شير فهم شدن_ من با دستش ارتفاع پريز را نشان مى داد و خاطر نشان مى كرد همان پريزى كه آنقدر دور بود.... يك نفس تازه كرد xa0و ادامه داد: پدر و مادرش رفته اند تهران وخوشحال است كه همراهشان نيست و اصلا خودش دلش خواسته است همراهشان نباشد.چون تصميم گرفته اند بروند دكتر و او دكتر رفتن را دوست ندارد.البته مامانش هنوز نمى داند...

    ادامه مطلب