پرژین

متن مرتبط با «رسید» در سایت پرژین نوشته شده است

شایدم وقتی رسید

  • نیلوبلاگ

    یک درخت انجیر را توی چند کوچه ان ورتر دیده ام که انگار دختر از خارج برگشته ی انجیر خودم است.کمی قدش کوتاه است اما شاخ و برگ و تنه با انجیر خودم،مو نمی زند و تصمیم گرفته ام آن را بیاورم توی حیاط خودم .البته که انجیر خودم هم عزیز است و با اینکه نیمه خشک شده است و ثمر ندارد،من همچنان دوستش دارم و پیشش می روم و به آن بانوی متواضع و فروتن و کمی غمگین ارادات می ورزم.گفتم کمی غمگین.درستش این می شود که بسیار غمگین.اصلا بخاطر همین غمش است که می خواهم بروم و آن درخت جوان و سرحال را بیاورم اینجا.مطمئنم ( ا...

    ادامه مطلب
  • اگر نمی ترسیدی...

  • نیلوبلاگ

    اگر نمی ترسیدم بجای اینکه فردا سر کار بروم، یک کوله پشتی برمی داشتم با کمی خرت و پرت.لباس های خیلی گرم می پوشیدم و سر می زدم به کوهی،کمری،جایی و دیگر برنگردم.* امروز سر کار نرفتم.چون دلم نمی خواست سر کار بروم.* من فقط می خواهم آزاد باشم.پروانه ها آزاد هستند.(چارلز دیکنز) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حيف شد

  • نیلوبلاگ

    خيلى وقت پيش كشمش سفارش داده بودم.يكى از همكاران خواهرم از يكى از دوستان خواهر شوهرش بهترين كشمش ممكن را براى من سفارش داده بود.همچنين عسل xa0سفارش داده بودم.بهترين نوع عسل،عسل_ گون.يكى از دوستان رئيس يك زنبور دارى شخصى دارد و فقط به مقدار xa0محدود سفارش قبول مى كرد.اسم من هم داخل ليست سفارش دهنده ها ثبت شده بود.خيار ترش هم سفارش داده بودم.يكى از دوستان نيلو، كه خيلى تميز و مرتب و مورد اطمينان است قول داده بود برايمان بهترين خيار ترش ممكن را كنار بگذارد.گردو هم سفارش داده ام.از نوع كاغذيش.صاحب ب...

    ادامه مطلب