
خواب می دیدم در حال ورزش کردن در هوای آزاد هستم.مربی ورزشی ام آنطرف خیابان بود و من اینطرف خیابان.یهو مربی دور خودش چرخید و من هم به تبعیت دور خودم چرخیدم.چرخیددم و چرخیدم تا سرم گیج رفت و در شرف زمین خوردن قرار گرفتم.اما،در همان لحظه حدود ده تا خانم همسن خودم داشتند از کنار من رد می شدند.خانم ها یک جوری تیپ زده بودند که انگار دارند می روند مهمانی.من سعی کردن جلوی چشم آنها قافیه را نبازم و سقوط نکنم.تمام سعی ام را کردم.اما کم کم به سمت زمین متمایل شدم و در این لحظه مربی دستم را گرفت و مانع از سق...
ادامه مطلب