
فردا تولد برادرزاده ام است و امروز صبح زنگ زدم تا تولدش را تبریک بگویم.در دسترس نبود.به مادرش زنگ زدم و گفت خانه نیست و تا شب هم برنمی گردد.شب زنگ زدم و همچنان در دسترس نبود.به برادرم زنگ زدم و فهمیدم از طرف مدرسه رفته است اردو.اولا که چنین سریش بودنی از من بعید است.واقعا نمی دانم چرا آنقدر زنگ زدم و حالا چه ضروزتی داشت که حتما تولد برادرزاده ای را تبریک بگویم که هیچوقت تولد من را تبریک نمی گوید.اصلا یکی از ایرادات رفتاری من همین است که سیگنال های پنهان ادم ها را نمی گیرم.مثلا،همین سیگنال جواب ن...
ادامه مطلب