پرژین

متن مرتبط با «صداش» در سایت پرژین نوشته شده است

صداش نزن

  • نیلوبلاگ

    مورچه از دور قربان و صدقه کلارا می رود.پیشی عزیز هم حرف های مورچه را باور می کند و سعی می کند به او نزدیک شود.مورچه از گربه می ترسد و فرار می کند.پیشی هاج و واج می ماند!با دلخوری گفتم:- دیونه ش کردی! یا نگو چقدر ناز و خوشگله یا بذار بهت نزدیک بشه!- خاله به خدا دوسش دارم.ولی فقط از دور.اگر نزدیکم بشه،می ترسم!- یا باید این مشکلت رو حل کنی و یا کلارا فکر می کنه حرفات دروغه!- ولی دروغ نیست!- کلارا کلافه شده!- چکار کنم؟- دیگه صداش نزن!♡ به خانم مهری در استانبول: سپاسگزاری من از شما حد ندارد.بسیار لطف...

    ادامه مطلب