
هر سه تا پیشنهاد از سارا بود:- یه روز عصر بریم بیرون،امروز عصر من آزاد بود.فقط،کجا بریم؟- ابیدر.پیاده روی کنیم.رفتیم و پیاده روی کردیم و به ون مورد علاقه سارا رسیدیم که برگرهای مخصوص معرکه و ارزانی دارد همراه با چای.پیشنهاد سوم، خوردن برگر بود که این را هم قبول کردم و برگرها را سفارش دادیم و رفتیم روی صندلی های مسخره،کوچک و پلاستیکی نشستیم و منتطر آماده شدن سفارشمان شدیم. در این فاصله داشتیم از مناطر معرکه کوههای آبیدر و دامنه سبزش و آبی آسمان و هوای مطبوع و کمی سرد کوهستان لذت می بردیم که ناگها...
ادامه مطلب
سنسوریا اولین چیزی بود که به محض ورود به خانه چشم سارا را گرفت.گفت:- آخی چقدر ناز شده!- آره!- خوب پس بالاخره عقلت کار کرد و این بدبخت رو گذاشتی جلوی آفتاب!- آره!- هزار بار بهت گفتم همه گل ها به نور و آب احتیاج دارن.- ولی وقتی برام آوردنش گفتند نور لازم نداره و فقط ده روز یک بار یک نصفه لیوان آب میخواد.ولی حالا می بینیم که که هم نور می خواد و هم روزی یک لیوان آب میخوره!- خوب بذار بخوره بدبخت!- حرفی ندارم که.منظورم کلاهی بود که سرم گذاشتن.من اگر می دونستم شرایط نگهداری از این گل اینجوریه ممکن بود ...
ادامه مطلب
به منظور قدردانی از زحمات امروز خودم در تبدیل آن خانه ی درهم و برهم به این خانه تر و تمیز و مرتب، به آپشن های موجود فکر می کردم.می توانستم فیلم ببینم.یا برای خودم چای یا کاپوچینو درست کنم.سالاد میوه هم از گزینه های روی میز بود.اما،خیلی خسته بودم و انرژی انجام هیچکدام از آن کارها را نداشتم و ذهنم تماما حول و حوش آلبالوهای فریز شده توی فریزر می گشت و در نهایت هم همان شد.یک بسته از گنج قرمز پنهانی ام را از فریزر در آوردم و گذاشته ام تا یخش بار شود و بله دیگر یخشان دارد باز می شود.......
ادامه مطلب
من در طول دوران تحصيل سه بار تجديد شدم.تجديدى يعنى اينكه نمره ام به ده هم نرسيد و حتى الان حجم نااميدى خانواده از خودم را نمى توانم تصور كنم.اما، هر كدام از تجديدى ها داستانى داشت براى خودش.مثلا: xa0تجديدى اول به اين علت بود كه يكى از معلم ها به ما يعنى من و چند نفر ديگر گفت امتحان فردايمان ساعت ده صب...
ادامه مطلب
يكى، دو ماهى مى شود كه آخر هفته ها براى تهيه يك غذاى جديد و جينگيل برنامه ريزى مى كنم و تا حالا كه هر چه درست كرده ام عالى بوده است.اما، براى اولين بار مى خواهم از گوشت قرمز استفاده كنم.چون،يك روش خيلى عالى براى پخت گوشت قرمز پيدا كرده ام و فردا هم xa0بايد بروم مواد لازم را بخرم .خبر خوب اين است كه بيشتر مواد لازم در هايپر نزديك خانه يافت مى شود و خبر بد اين است كه نه تنها در آن هايپر كه در هيج هايپر و سوپرى در اين شهر شراب قرمز پيدا نمى شود و من نمى دانم چه چيزى را مى توانم جايگزين كنم....
ادامه مطلب