
داشتم رانندگی می کردم که یهو انگار کسی یک عالمه برف ریخت توی هوا.اما، فقط توی هوا بودند و انگار همان جا محو می شدند.چون ما حتی یک دانه برف هم ندیدم که به زمین برسد.مورچه در حالیکه به وضوح از دیدن آنهمه زیبایی پرشکوه لذت می برد، آنچه می دیدیم را در یک جمله خلاصه کرد و گفت؛- این برف فقط واسه قشننگیه!و دقیقا همان بود.دانه های زیبای برف واقعا صبح مان را قشنگ کرده بودند. بخوانید...
ادامه مطلب
پس از دیدن اخبار،مورچه را جو گرفت و پرسید:- به نظرت رییس جمهور بعدی ایران کیه؟- امیدوارم تو باشی.مورچه از این جواب بدش نیامد و سرخوشانه خودش را پیچ و تاب داد و طوری که خودش هم این احتمال را حتی با این سن ممکن می داند گفت:- آخه من بچه هستم.- درست میگی.فک کنم یه بیست سالی باید صبر کنی.◇ یک بار در دبیرستان وقتی با دوستانم در مورد شغل آینده مان صحبت می کردیم من اعلام کردم که می خواهم در آینده رییس جمهور شوم که البته نشدم.اما،خوب مورچه ممکن است رییس جمهور شود.گرچه در مورد خودم هم هنوز غیرممکن نیست.صب...
ادامه مطلب