
عمه پیر سارا فوت شده بود و ما سرخاکش بودیم.بعد از تمام شدن مراسم،پدر سارا رو به عموی سارا که جوانتر است و گویا سالها پیش به برادر بزرگش قول داده است روزی او را به خارج ببرد گفت:- منصور تو قرار بود من رو ببری خارج!پس چی شد؟،کی می بری؟می خوام تا زنده هستم یه امریکایی،کانادایی جایی بریم تا کمی چشم و گوشم باز بشه!عمو منصور سارا به حاضر جوابی مشهور است.اصلا به نظرم سارا هم این خصوصیت حاضر جوابی اش را از عمویش به ارث برده است.وگرنه هم پدر و هم مادرش خیلی آرام و مهربان و کم حرف هستند.خوب چه جوابی داد ا...
ادامه مطلب