پرژین

متن مرتبط با «مهمانخانه مهمان کش» در سایت پرژین نوشته شده است

دستکش های جذاب مخصوص جذب ویتامین D

  • نیلوبلاگ

    قسمت خیلی خوب کوهنوردی،پیدا کردن میوه های وحشیه که هم خیلی خوشمزه هستن و هم معمولا خوشگل و خوشرنگ و جذاب.(قسمت بدش هم که دیدن مار و ایناست)تمشک میوه ایه که این روزها توی مسیرم پیدا میشه و با اینکه خیلی خار داره و چیدنش سخت و همراه با زخم و زیلی شدنه،من همه مهارتم رو بکار می برم و تمشک های سیاه رو می چینم.داشتم تمشک می چیدم و خودم هم می دونستم این کار چه شانس رمانتیک و منحصربفردیه.واسه همین همه عصب هام مخصوصا بر و بچ چشایی با هم جشن گرفته بودند و خوش می گذروندند.یهو یه خانمی از کنارم رد شد که خیل...

    ادامه مطلب
  • سختی کشیدن یک نفس راحت

  • نیلوبلاگ

    کژال دوست من نیست.بیشتر یک همکلاسی قدیمی است که چون هیج دوست دیگری ندارد،گاه و بیگاه به من زنگی می زند و سلام و احوالپرسی می کند و گاهی هم مثلا سالی دو بار با هم بیرون می رویم و دوری می زنیم.همین.کژال فرزند اول یک خانواده فرهنگی است.پدر دبیر ریاضی و مادر دبیر زبان.گویا پدرش از داشتن فرزند دختر خوشش نمی آمده است و ابایی برای پنهان کردن احساسش نداشته است و آنقدر بی محابا احساسش را داد می زده است که نتیجه اش شده است این کژالی که می خواهم در موردش بنویسم.کژال انگار سیبی است که با بازیگر اصلی سریال س...

    ادامه مطلب
  • کهکشان اسب آبی

  • نیلوبلاگ

    مطب دندانپزشکی که می خواستم بروم طبقه اول ساختمان بود و فهمیدن اینکه اگر از پله ها بروم،زودتر میرسم کار سختی نبود.اما،دو تا خانم که یکی پیر و دیگری خیلی پیرتر بودند،داشتند از پله ها پایین می آمدند و همچنان که پایین می آمدند متوجه شدم خانم پیر در واقع دست خانم پیرتر را که یک چشمش را هم عمل کرده بود گرفته است و دارد سرش منت می گذارد که کار بسیار خوبی کرده است که بجای استفاده از آسانسور او را از پله ها پایین آورده است.خانم پیرتر- طفلکی- هیچ حرفی نمی زد و تمام حواسش به این بود که زمین نخورد.زمین هم ...

    ادامه مطلب
  • سرکشی

  • نیلوبلاگ

    جاده بسته بود و من نمی دانستم از کدام سمت باید بروم.یکی از دختربچه ها به کمکم آمد و گفت:- از این ور برو.مسیرهای دیگه بسته ست.- مرسی.بعد با یک سرکشی دوست داشتنی گفت:- راستی اون مقنعه ت رو هم بردار. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • قانون کشک و پشم

  • نیلوبلاگ

    سارا ادعا می کرد مشکل زندگی من را کشف کرده است:- مشکل تو دوست عزیز اینه که دنیا رو با قوانین نیوتن می بینی و فکر می کنی توی زندگی هم مثل ریاضی یک با یک باید بشه دو.در حالیکه توی زندگی یک با یک لزوما دو نمیشه و معلوم هم نیست چند میشه اصلا.چون این قوانین بر زندگی حاکم نیست!- پس چه قوانینی حاکمه؟- کوانتوم!- چی؟سارا کمی من را نگاه کرد و خیلی متفکرانه گفت:- همون کشک و پشم خودت! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تفاوت های کهکشانی

  • نیلوبلاگ

    به رییس واحد انفورماتیک زنگ زدم و گفتم:.-- چرا اینترنت قطعه؟گفت:- من از همه همکارها بابت این قطعی عذرخواهی می کنم.چون امروز اشتراکمونxa0تموم شده و ما در صدد خرید اینترنت با شرایط بهترxa0و سرعت بالاتر هستی...

    ادامه مطلب
  • مهمان_ مهم

  • نیلوبلاگ

    xa01. تاكيد كرده بودم كيك بلژيكى از شيرينى فروشى مورد علاقهء خودم خريده شود.بنابراين روى ميز كيك بلژيكى تازه از پخت در آمده و چاى تازه دم داشتيم و به شدت مايه تعجبم بود كه استاد مهمان علاقه اى به هيچكدام نشان نمى داد.خواستم تعارف كنم اما تلفنم زنگ خورد و شماره مسئول پشتيبانى اداره را روى گوشى ام ديدم.به شدت جا خوردم و آماده دعوا شدم.چون اين پيرمرد به شدت بداخلاق هرگز به كسى زنگ نمى زند مگر براى دعوا. - سلام.صبح بخير! - اونجا چه خبره؟چرا اينقدر كيك خريديد؟شهبانو فرح داره تاجگذارى ميكنه؟ - مهمون د...

    ادامه مطلب