
توصیه مورچه آن بود که خودم،سرماخوردگی خودم را درمان کنم.من گفتم:- مگه میشه؟سرماخوردگی دوره داره!- ولی اون دفعه که من مسابقه شنا داشتم و سرماخورده بودم،خودم،خودم رو درمان کردم!- چطور؟- مادربزرگ هر دمنوشی بهم داد خوردم.از آویشن بگید تا نعنا و بابونه.- آهان.- به مادربزرگ گفتم برات دمنوش درست کنه گفت: نمیخوره.خاله چرا دمنوش نمی خوری؟- دوست ندارم!- حداقل دمنوش بابونه رو بخور.هیچ مزه بدی نداره.شبیه آب جوشه.فقط زرده.البته اگر پنج تا بابونه بندازی تو لیوان،تلخ میشه.ولی سه تا بابونه اصلا مزه تلخی نمیده! ...
ادامه مطلب
داشتم مطلبی را در مورد تابلوی مونالیزا می خواندم.ناگهان کله مورچه از پشت مبل بیرون آمد و به عکس مونالیزا روی صفحه گوشی اشاره کرد و با هیجان پرسید:- این کیه؟این کیه؟- تابلوی مونالیزاست- اسمش مهم نیست.ک...
ادامه مطلب
مورچه ها خودشان را انداخته بودند توی بطری الکل.من که رسیدم چند ساعتی از تورنمنت_xa0شناxa0در میخانهء مورچه های این خانه می گذشت.به نظرم کافی بود.زمان کافی برای تفریح داشتند و بهتر بود از استخر بیرون بیایند...
ادامه مطلب