پرژین

متن مرتبط با «ناخودآگاه» در سایت پرژین نوشته شده است

ناخودآگاه ناقلا

  • نیلوبلاگ

    یکی از دوستان خواهرم به همراه شوهر و دو بچه اش در ترکیه منتظر ویزای آلمان هستند.حدود دو سال هم هست که منتطرند بیچاره ها.بعد دیشب که من در مورد مهاجرت نوشتم،مغزم بلافاصله بعد از خوابیدن من را گذاشت توی جوب جلوی خانه این عزیزان.مقادیر زیادی هم خس و خاشاک اطرافم بود همراه با یک گربه زشت و کور.حالا،بی خانمان شده بودم یا صرفا از دست پلیس فرار کرده بودم را نمی دانم.همینقدر می دانم که این ناخودآگاه من بسیار ناقلا است و دیشب تا حرف از مهاجرت شد این داستان را ساخت و به محض ورود مغزم به دنیای خواب آن را پ...

    ادامه مطلب