
1.اینکه شب صحیح و سالم خودت را به دنیای خواب تسلیم کنی و صبح سرماخورده و تیغ در گلو خودت را به خورشید معرفی نمایی بلکه تیک حاضر را برایت بزند، غیر از یک شوخی پاییزی چه چیز دیگری می تواند باشد.مخصوصا که برنامه پیک نیک پاییزی هم چیده باشی و کلی برای رفتن به طبیعت دل خودت را صابون زده باشی.◇ فردا به روستای شمشیر در پاوه می روم که در وصف آن کلی داستان شنیده ام.2.شنبه و یکشنبه را هم من مرخصی گرفتم و سه شنبه و چهارشنیه را آکو.کیوان گفت:- پس من چی؟اکو گفت:- جمعه رو برو مرخصی.شنبه برگرد!- جمعه برم.شنبه ...
ادامه مطلب
کاملا تصادفی در کتابخانه ام سه کتاب کوری،ایشمن در اورشلیم و پاییز پدرسالار کنار هم قرار گرفته اند.احساس می کنم جامعه ما هیچ شباهتی به آدم های کتاب کوری ندارد.آیشمن هم که به گفته هانا آرنت ابله بود و هیچ جامعه ای بدون ابله نیست به هر حال و البته که نباید قدرت ابلهان را دست کم گرفت.اما،پاییز پدر سالار چیز دیگری است اصلا.انگار دارم در آن کتاب زندگی می کنم. بخوانید...
ادامه مطلب