
کبودی بزرگی را که کمی بالاتر از زانویم بود به خواهرم نشان دادم و گفتم:- ببین من دلیل خیلی از زخم و کبودی هام رو یادم نیست.اما این یکی رو کاملا یادمه.هفته پیش با زانو خوردم به لبه میز آرایشم و درد مختصری رو احساس کردم.فرداش به اندازه نصف کف دست،پام کبود شد که قشنگ هم بود و درد نداشت. الان هم که داره به زردی می زنه البته قشنگ نیست.اما همچنان بدون درده!-کمی بیشتر مواظب باش خوب!- همین رو می خواستم بگم.من مواظبم ولی این زد و خوردها اجتناب ناپذیره.از هفته پیش که اون ضربه ساده این کبودی عمیق رو به وجود...
ادامه مطلب
تا حدیxa0به خیر گذشت.پژویی که از پشت به آن زده بودمxa0فقط دو سرنشین در جلو داشت و سرنشینان هیچ آسیبی ندیدند.آسیب را خودم دیدم که محکمxa0به فرمان کوبیده شدم و فکر می کنم حالا حالاها باید با سیاهی و کبودی هایش سر و کله بزنم.دردش هم که بماند....
ادامه مطلب