پرژین

متن مرتبط با «شماتت» در سایت پرژین نوشته شده است

شماتت شدید

  • نیلوبلاگ

    پریروز ساعت سه و بیست و پنج دقیقه ظهر دم در ساختمان وکلای سنندج بودم که از وکیل وقت بگیرم.اما،در اصلی ساختمان بسته بود.بنابراین در کنج یک ستون جلوی در پناه گرفتم تا کمتر آفتاب توی سرم بخورد.خوشبختانه پنج دقیقه بعد دربان ساختمان آمد و متاسفانه با دیدن من یکه خورد.- سلام- سلام خانم.اینجا چکار می کنید؟- می خوام از وگیل وقت بگیرم.- ساعت پنج بیا.اینجا هم ساعت چهار باز میشه.امروز من زود اومدم!- باشه پنج برمی گردم.ولی میشه اسمم رو بنویسید بدید به منشی آقای وکیل!- نه که نمیشه- چرا؟- چون من منشی نیستم.ای...

    ادامه مطلب
  • شماتت

  • نیلوبلاگ

    هر روز عمیق تر در شوک جدیدی فرو می روم.کاری که محمد مرادی کرده است را نمی توانم آنالیز کنم.از طرفی معتقد هستم مراقبت از روح و روان خودش یک رفتار کاملا سیاسی و لازم برای پیمودن جاده مبارزه با ظلم و ستم است و از طرفی از جان گذشتن یک انسان برای هدفی که دارد من را در بهت فرو برده است.بزرگترهای ما داستان فخرالدین را برای ما نقل می کردند.چریکی که از بس زبر و زرنگ بود،بیشتر ماموریت های حساس را به او می سپردند و از همه سربلند بیرون می آمد.تا اینکه روزی به دیدار همسر و پسرش به روستایشان برمی گردد و آنجا ...

    ادامه مطلب