
1.خانم همكار بى مقدمه پرسيد:- متولدسال پنجاه و نه هستى،درسته؟- بله.گوشى اش را نگاه كرد و گفت:- امسال برات سال تحوله!بعد از رييس سال تولدش را پرسيد و رييس گفت:- چهل و چهار- شما فقط به مردم خوبى مى كنيد.رييس گفت:- خوب خدا رو شكر.من به پيشگويى اعتقاد دارم و تو زندگيم خيلى از پيشگويى ها درست از آب دراومده!☘️ در چنين جو و اتمسفر و قضايى ، دقيقا چه حرفى براى گفت...
ادامه مطلب
شراره و پروين با هم به آرايشگاه آمده بودند تا خانم آرايشگر فكرى به حال موهاى سوخته هردوتايشان كند كه براى هم سوزانده بودند.پروين موهاى شراره را رنگ كرده بود و رنگى كه قرار بود شرابى باشد، صورتى از آب در آمده بود و شراره موهاى پروين را نارنجى كرده بود.بجاى اينكه زيتونى باشد.مجبور شدند موها را كوتاه ...
ادامه مطلب
فكر كردم چه كارى ست كه صبحانه را توى خانه بخورم در حاليكه يك حياط پر از گل_ياس و xa0رز و محمدى بيخ گوشم است.بنايراين ساندويچ xa0هاى سرد آماده شده از قبل را دستم گرفتم و چند لحظه بعد غرق شده بودم در بوى خوش ياس و رز و محمدى و هواى خيلى خنك صبح xa0كه خوابم را از سرم پرانده بود و كم مانده xa0بود ساندويچ ها از...
ادامه مطلب
يكى، دو ماهى مى شود كه آخر هفته ها براى تهيه يك غذاى جديد و جينگيل برنامه ريزى مى كنم و تا حالا كه هر چه درست كرده ام عالى بوده است.اما، براى اولين بار مى خواهم از گوشت قرمز استفاده كنم.چون،يك روش خيلى عالى براى پخت گوشت قرمز پيدا كرده ام و فردا هم xa0بايد بروم مواد لازم را بخرم .خبر خوب اين است كه بيشتر مواد لازم در هايپر نزديك خانه يافت مى شود و خبر بد اين است كه نه تنها در آن هايپر كه در هيج هايپر و سوپرى در اين شهر شراب قرمز پيدا نمى شود و من نمى دانم چه چيزى را مى توانم جايگزين كنم....
ادامه مطلب