برادر بزرگم و خواهر كوچكم با هم رفته اند سونوگرافى هر دو براى كليه.خوشبختانه جواب سونوگرافى خوب بوده است و هيچ كدام مشكلى نداشته اند و به همين خاطر با هم رفته اند به يك كبابى و كباب خورده اند تا اين خبر خوب را جشن بگيرند.كبابشان را كه خورده اند عذاب وجدان يقه شان را گرفته است و براى بقيه خانواده هم كباب گرفته اند.كباب ها بعد از شام رسيده بود و روى دستشان باد كرده بود.بنابراين به من زنگ زدند كه بالاغيرتا امشب بيا و شام بخور.من گرسنه ام بود و بدم نمى آمد اگر غذاى خوبى باشد،رژيم را كنار بگذارم.اما،با شنيدن اسم كباب عذرخواهى كردم و اينكه بهتر است رژيمم را حفظ كنم.خواهرم كه مسئول متقاعد كردن من شده بود توضيحات قبلى را داد وگرنه ممكن بود من اصلا در جريان كليه دردشان و نوبت گرفتن براى سونوگرافى از يك ماه پيش و استرس آنها از يك هفته پيش و خوشحالى شان از جواب سونوگرافى ها قرار نگيرم.نمى دانم خوب است يا بد كه تا جايى كه مى شود خودم را درگير مسائل اينچنينى نمى كنم؟
ما را در سایت پرژین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 227