روسرى قرمزم يادم رفته بود.همان روسرى قرمزى كه گلهاى قاصدك دارد.فك كن يك روسرى كه هم قرمز است و هم پر است از قاصدك و هم جنسش خيلى لطيف است و هم خيلى به من مى آيد را گذاشته بودم توى كمد و توى فكرش بودم كه ردش كنم برود اصلا و امروز داشتم فكرم را عملى مى كردم كه پاييز پادرميانى كرد و ناگهان خودم را با يك روسرى قرمز پر از قاصدك توى آينه ديدم و شگفت زده شدم از معجزه اى كه يك رنگ مى تواند ايجاد كند.سالهاست كه اين روسرى قرمز را گذاشته ام كنار.سالهاست كه اشتباه كرده ام.
ما را در سایت پرژین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 434