خیلی ااتفاقی سارا را در این محله دیدم.آمده بود برای گل هایش لوازمی بخرد که پیدا نکرده بود.من داشتم می رفتم وایتکس بخرم و با هم راه افتادیم به سمت سوپری سر کوچه.وسط راه من پیشنهاد دادم بیخیال خرید شویم و برگردیم خانه.اتوماتیک وار مسیر را دور زدیم و برگشتیم خانه.بعد تا پایمان را توی خانه گذاشتیم سارا با تعجب گفت:
- ِاِ ِا ِا باز که من اینجام!
پرژین...ما را در سایت پرژین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 144