تا مرز_ سكته

خرید بک لینک

خانم همكار رفته بود جواب آزمايشش را بگيرد.اما، بجاى جواب آزمايش، يك شوك بزرگ به او داده شده بود:

- خانم عصر برگرديد.دكتر مى خواد با شما حرف بزنه.

برگشته بود اداره و هر ده دقيقه يك بار از من مى پرسيد:

- ايدز يا هپاتيت؟

راستش من به سرطان فكر مى كردم و از ته قلب برايش ناراحت بودم و متاسف و مضطرب.عصر هم با ترس و لرز زنگ زدم تا احوالش را بپرسم.خوشبختانه خبر خوشحال كننده بود.نه ايدز داشت و نه هپاتيت و سرطان.چربى خونش بالا بود!

پرژین...

ما را در سایت پرژین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 347 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی