به سارا گفتم:
- تو که تازه حموم کردی، چرا اومدی بیرون؟
- چرا نیام؟
- خوب فردا سرما مبخوری و به کوف کوف می افتی و تو دلت به من فحش میدی!
- حالا چرا تو دلم؟
◇ سالها پیش من و سارا و یک مرد دیگر که به شدت سرفه می کرد،مسافر یک تاکسی بودیم.مرد مخ همه را برده بود با سرفه کردن و وقتی پیاده شد راننده گفت:
- آخی راحت شدیم از کوف کوف کردنش!
من و سارا مشترکا از کوف کوف آنقدر خوشمان آمد که کلمه سرفه را در مکالمات خودمان دیگر استفاده نکردیم
پرژین...ما را در سایت پرژین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 88