فکری که در ابر بالای سرم تشکیل شد این بود:
- با جاروی سنتی جارو بزنی و به افکار فروید فکر کنی بهتره یا جاروبرقی بخری و احساس مدرن بودن داشته باشی؟
البته که جواب قطعی من فکر کردن به افکار فروید بود در حال جارو زدن خانه با کمک یک جاروی سنتی.پس پول چهارده دوره آموزشی بررسی و تحلیل نظرات فروید را پرداخت کردم و همین امروز فایل های سه کتاب از این مجموعه را گوش دادم که تقریبا هفت ساعت بود و انقدر مطلب جدید و جذاب یاد گرفته ام که نمی دانم کدامش را بنویسم.البته که بیشتر دانش آن زمان رد شده است.اما آشنایی با نوع تفکر حاکم بر جامعه روانشناسی در قرن نوزدهم برای من آنقدر جذاب بود که من تصمیم گرفته ام این فایل ها را یک بار دیگر گوش بدهم و بعد جدیدترها را گوش بدهم.فعلا تا اینجا فهمیده ام که روانشناسان قرن نوزدهم که یکی از آنها فروید است ساختار مغز را شبیه سیم کشی می دانسته اند با یک جریان ثابت که در نورون ها جریان دارد و مثلا علت هیستری را خاموش شدن جریان در یک بخش مغز تصور می کردند که به حرکت در قسمتی از بدن منجر می شده است بخاطر ثابت بودن مقدار جریان.و اینکه خاطره بار هیجانی دارد و می تواند از آن جدا بشود و بر خاطره دیگری سوار شود و از این دست مطالب جذاب.خلاصه که از انتخابم بسیار راضی هستم و تنها موردی که در مورد فروید توی ذوقم زد این بود که فروید بسیار قهرو بوده است و تا تقی به توقی می خورده است قهر می کرده است و می رفته است دنبال کارش.هیچ افتخاری برای من ندارد که بگویم این خصوصیت فروید را من هم دارم و اصلا علت گوش دادن هایم به این فایل های روانشناسی و مخصوصا خرید این مجموعه تقریبا گران اصلاح مشکلات رفتاری خودم از جمله یافتن علت زود قهر کردن هایم بود!
◇ فیلم: تابستان گذشته(last summer)
نظر: یک داستان عحیب با پایانی عجیب تر
پرژین...ما را در سایت پرژین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 24