مهربان باش
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 17:36
[unable to retrieve full-text content]در این دنیا،از بین همه چیزهایی که می توانی باشی،تو مهربان باش. سال نو مبارک
دفع غم
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 17:36
یک حال گرفتگی عجیب و غریبی را دارم تجربه می کنم که نه اینکه نطیر نداشته باشد اما کم نطیر است.تمام غم هایی که از اول زندگی تا حالا داشته ام،زنده شده اند و حی و حاضر جلوی چشمانم رژه می روند.بی حوصلگی و بی حالی هم که دیگر بماند.انقدر بی حوصله و بی حال هستم که نا نداشتم چمدانم را ببندنم و سارا - طفلک سا...
راهزن
-
تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 17:36
از جمله کرامات من این است که با یک نگاه کوتاه به داخل کیف پول مردم، هم مقدار پول را تا حد قابل قبولی نزدیک به واقعیت حدس می زنم.هم انواع پول های موجود در آن کیف را.با توجه به کرامت فوق، با انداختن یک نگاه اتفاقی به داخل کیف پول آن خانمی که ادعا می کرد چهل هزار تومان پول کرایه تاکسی را ندارد،فهمیدم ک...
سشوارها خاموش
-
تاریخ: 1402/12/20 ساعت: 15:20
خانمی که داشت موهای من را براشینگ می کرد،خوابش می آمد و دلش می خواست هر طوری شده از زیر کار در برود.بنابراین وقتی سشوار را خاموش کرد حدس زدم می خواهد دست از کار بکشد و برود بخوابد.اما،تمام تصورم اشتباه بود.چون سشوارهای دیگر آرایشگاه هم همه با هم خاموش شدند و کسی گوشی را دست صاحب اصلی آرایشگاه داد.خا...
اتفاق نادر
-
تاریخ: 1402/12/20 ساعت: 15:20
مادر_ همسر_ برادر_ همسر_ برادر من دیروز در حالی که همسر برادرم به همراه مادرش و خواهرهایش و همسر برادرش داشته اند برای آمدن به مولودی آماده می شده اند،،سکته می کند و فوت می شود و کل خانواده مجبور می شوند بیخیال مولودی شوند و بروند مراسم ختم و می روند و چند ساعت بعد در کمال تعجب و الیته خوشحالی، بانو...
زن و ظلم
-
تاریخ: 1402/12/20 ساعت: 15:20
مساله این است که من زنان را درک نمی کنم و مثلا نمی دانم چرا اینقدر اصرار دارند زیبا باشند؟واقعا زیبا بودن چه نفعی برای یک زن می تواند داشته باشد؟زیباتربن زنانی که دنیا می شناسد از جنیفر آنیستون و شکیرا گرفته تا ناتالی پورتمن و مونیکا بلوچی بخاطر زن دیگری کنار گذاشته شده اند.اما،زنان همچنان اصرار دار...
بانو
-
تاریخ: 1402/12/9 ساعت: 18:23
مادرم از بس فیلم های کره ای نگاه می کند،توت فرتگی را بانو صدا می زند.جالب انکه بانو به مذاق کل خانواده خوش آمده است و شوخی شوخی بانو شده است اسم اصلی مورد استفاده برای صدا زدن ابن طفل معصوم! Adblock test (Why?)
اختلاس
-
تاریخ: 1402/12/9 ساعت: 18:23
سه ماه پیش من و سارا البته به توصیه یکی از همکاران سارا، با هم تصمیم گرفتیم هر ماه یک عدد سکه پارسبان بخریم به عتوان سرمایه برای آینده ای که همین الان هم بوی دودش به مشاممان می رسد.انصافا،سارا به تصمیمی که گرفته بودیم پایبند ماند و هر ماه یک میلیون تومن به حساب من می ریزد تا همراه با سکه ای که برای ...
خصوصیات روحی مشابه
-
تاریخ: 1402/12/9 ساعت: 18:23
چند وقت پیش مقاله ای در مورد شباهت عقاب و جغد نطرم را جلب کرد که بخش زیادی از تصوراتم نسبت به عقاب را دچار خدشه کرد.یعنی همین شباهت داشتن حتی جزیی عقاب با جغد جایگاه عقاب در ذهن من را پاک پایین آوردباورم نمیشد جغد نه تنها شباهت هایی به عقاب دارد،بلکه برتری هایی هم دارد.مثل توانایی چرخش صد و هشتاد در...
اشتباه من
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 13:25
کلاس _روانشناس امروز که روانشناس دیروز را معرفی کرده بود،خیلی بهتر بود.بعدداز کلاس پرسید:- کلاس دیروز چطور بود؟- خیلی با اون چبزی که فکر می کردم فرق داشت.- اون خانم دانشجوی ما بود و تو حوزه سبک زندگی کار می کنه.واسه همین معرفیش کردم.- خیلی سنش پایین نشون می داد.- نه سنش بالاست.این روزها نباید سن رو ...
گلادیاتورها
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 13:25
در ذهن من که باید اعتراف کنم به شدت قالبی است زن تحصیلکرد معادل است با بزرگانی مثل؛ ویرجینیا وولف،سوزان سانتاگ،ماری کوری و مرحوم مریم میرزاخانی.هدف پنهان من از انتخاب روانشناس خانم برای آن جلسه تغییر نگرش عده ای از مدیران سازمان نسبت به زن تحصیلکرده بود و البته کمی یادگیری و اندکی تغییر رفتار.منتطر ...
سیاهچاله
-
تاریخ: 1402/11/16 ساعت: 13:25
سارا برای کاری به محل کار من آمده بود و از بس توسط همکاران پفیوز من منتطر گذاشته شد که تصمیم گرفت برود و اعلام کند هیچ نسبتی با من ندارد و اتفاقی من را دم در دیده است بلکه کارش راه بیفتد!قبلا از میزان عزیزی خودم پیش روسا برای سارا گفته بودم و سارا برای دیدن وضعیت رقت بار جایی که کار می کنم آمادگی ذه...
میوشا و رفقا،جاناتان و دوستان،مرغ و پرهایش
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 15:30
در_سرویس بهداشتی را باز کردم و با دیدن میوشا و دوستانش آنجا و بپربپرشان،یک دایره ستاره مثل توی کارتون ها دور سرم شروع کردند به چرخیدن.چطور ممکن بود چنین چیزی؟اینطور:دیشب سرویس بهداشتی ها را با یک شوینده قوی شسته بودم و بخاطر پریدن بوی آن شوینده، هواکش ها را کاملا باز گذاشته بودم و میوشا و رفقا هم از...
لوکیشن
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 15:30
دور روز پیش برادرم به مادرم زنگ زد و دستور پخت یک غذای پیچیده محلی مخصوص سرماخوردگی را از مادرم پرسید.بعد از تلفنش که نیمساعتی طول کشید فهمیدم همسر صاف و صادق و بچه های ترگل و ورگلش همه با هم سرما خورده اند و این وسط فقط پدر خانواده سالم است و مجبور است آشپزی کند.فورا فهمیدم می خواهد جشن تولد مورجه ...
استخر روان
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 15:30
خانم دکتری که خودم دعوت کرده بودم که بیاید و در مورد کارتیمی برای من و تعدادی از همکاران توضیح بدهد:از یک خانواده متمول و صاحب نام و نشان شهرشان بود و متولد: 54 .16 سالگی ازدواج کرده بود و همسرش از مدیران عالی رتبه وزرات نیرو بود و تمام این 34 سال را همراه با مادر شوهرش در یک خانه گذرانده بود.زیر یک...
برف و کلاغ و گنجشک
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 13:50
عصر زمستانی غمگینی است.برف نازی دارد پشت پنجره می بارد و تعدادی پرنده آن بالابالاها در حال پرواز هستند.پرنده های حرف گوش نکنی باید باشند از انها که دل مادرشان را خون کرده اند و هر چه گفته است سرد است روله ها. نروید بیرون،گوش نکرده اند و با جیک جیک و قارقار، قرار و مدارهایشان را با رفقای یاغی تر از خ...
پیشرفت پیشخدمت ها
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 13:50
یکی از پیشخدمت ها،نوکر شخصی یکی از مدیران شده است.دیروز مدیر مربوطه که یک عوضی به تمام معناست، به من زنگ زد و از من خواست دستورالعملی که سه روز پیش آمده است و در مورد ارتقاء پیشخدمت هاست را به سرعت اجرا کنم.زیرا پیشخدمت مورد نظر ایشان هم شامل این دستورالعمل می شود و اگر ارتقاء نگیرد کل سیستم قفل می ...
بلند همت
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:09
روبروی صندلی های همه همکاران خانم یک گلدان گذاشته بودند و نوع گل ها متفاوت بود.ازآلوئه ورا گرفته تا قاشقی و سانسوریا و کاکتوس.خانم ها گلدان ها را جابجا می کردند و مثلا قاشقی را با کاکتوس عوض می کردند که عجیب نبود.عجیب این بود که وقت رفتن چند تایشان دو تا دو تا گلدان برمی داشتند و به من که مثل ماست ن...
متلاطم
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:09
فقط نوشتن نیست که از عهده آن برنمی آیم.ارایشگاه هم حوصله ندارم بروم.کتاب هم نمی خوانم.فیلم هم نمی بینم. دفعات حرف زدنم هم به صفر نزدیک شده است.عصبی هم هستم.کفش هایم واکس ندارند.پالتوی بنفش بادمجانی را روی مانتوی سرمه ای می پوشم.ادکلن نمی زنم.یک موضوع مالی را مجبور هستم پیگیری کنم که مصداق جان کندن ش...
هیجده از بیست
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 19:09
یکی از همکاران قدیمی که به درونگرایی مشهور است برای کاری پیش من آمده بود و وقتی از هم اتاق بودن من با وراج و دستیار با خبر شد با احساسی سرشار از همدردی با من گفت:- واااای هر دوتاشون با هم اینجا هستن؟- بله!- ولی دوتاشون خیلی حرف می زنن- بله!- از بیست دقیقه،هیجده دقیقه ش رو حرف می زنن- بله!- براشون هم...