پول عزیزتر از جان - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 17:07
سه سال پیش که پدر هدیه دوست من به همراه یکی از برادرانش در تصادف فوت کردند،برادران دیگر به مادر و خواهرها حمله کردند که باید از آن خانه بروند و خانه متعلق به آنهاست که پسر پدرشان هستند.سه اوباش به مادرشان گفته بودند:- تو چه نسبتی با پدر ما داشتی که از خونه ش،بیرون نمیری؟این عجیب ترین جمله ای بود که ...
شماتت شدید - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 17:07
پریروز ساعت سه و بیست و پنج دقیقه ظهر دم در ساختمان وکلای سنندج بودم که از وکیل وقت بگیرم.اما،در اصلی ساختمان بسته بود.بنابراین در کنج یک ستون جلوی در پناه گرفتم تا کمتر آفتاب توی سرم بخورد.خوشبختانه پنج دقیقه بعد دربان ساختمان آمد و متاسفانه با دیدن من یکه خورد.- سلام- سلام خانم.اینجا چکار می کنید؟...
احساس بی کفایتی - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 17:07
یک درس مهم زندگی را از فیلم House of cards یاد گرفتم.آنجا که همه چیز بر علیه کلیر آندرود بود و کاری از دستش برای درست کردن اوضاع بر نمی آمد و نشسته بود و غصه می خورد.درس این بود:کلیر غصه خوردن را ادمه نداد.بجای آن بلند شد و تصمیم گرفت کاری انجام بدهد.چکار کرد؟رفت بیرون تا بدود.از آن به بعد هر وقت غی...
روتین روزانه - تاریخ: 1403/3/31 ساعت: 16:58
1.وارد پارکینگ اداره شدم و با بدبختی ماشین را پارک کردم.همین که پیاده شدم یک گربه فرز دیدم که تا من را دید مثل تیر از چله پرید و تا توانست دور ایستاد.خدمتشان سلام عرض کردم و گفتم:- ببین رفیق واقعا خوشحالم که تو اولین کسی هستی که امروز می بینم!این صبح اتفاق افتاد و عصر یاد گرفتم که روتین روزانه برسلا...
پیچ و تاب و گره - تاریخ: 1403/3/29 ساعت: 19:21
مثل کسی که دم موش را رو به زمین گرفته باشد،رنجیر سفید ایتالیایی ام را رو به زمین آویزان گرفته بودم تا خودش انقدر تاب بخورد تا هر چه پیچ و گرفتگی دارد،باز شود.باز هم می شد و من فقط در سکوت نگاه می گردم.نگاه می کردم و احساس می کردم شاید بهتر است زندگی این روزهایم را هم در سکوت فقط نگاه کنم و امیدوار ب...
خاله فرشته - تاریخ: 1403/3/29 ساعت: 19:21
خاله فرشته را همه خاله فرشته صدا می زدند.در حالیکه خاله هیچ کسی نبود.از فامیل های مادرم بود و واقعا نسبتش با مادرم را نمی دانم.اما،قبل از آنکه بعد از دو پسر و سه دختزش برود سوئد،رفت و آمد زیادی به خانه پدربزرگم داشت و بعد از رفتنش هم چند سال یک بار برمی گشت و به همه فک و فامیل سر می زد.تا اینکه بسیا...
بالش و گونیا و نقاله - تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 19:11
بالاخره برای رفلکس معده ام رفتم دکتر و دستورات جناب دکتر به شرح زیر است:- با قهوه، چای و شکلات استرانژی قهر اجرا بشود!- یک ساعت قبل از خواب هیچ خوردنی و آشامیدنی وارد حلق نشود!- هنگام خواب زاویه بالش روی سی تا سی و پنج درجه رادیانت تنظیم بشود!_ فصل گرده افشانی است و حواسم باشد حساسیتی که ایجاده شده ...
خواهر خانم دکتر - تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 19:11
مختصر و مفید اینکه خواهر خانم آرایشگر پزشک است و گویا امر به ایشان هم متشبه شده که پزشک هستند و از این رو بدون زنگ زدن و وقت گرفتن به هیچ عنوان کارت را انجام نمی دهد و اگر انجام بدهد کلی غز می زند.ساعت دوازده زنگ زدم که ببینم تشریف دارد یا نه؟.جواب داد که چون کار دارد،یک ساعت دیگر زنگ بزنم.یک ساعت د...
ترکیب شانس و تمرکز - تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 19:11
یکی از کارهایی که من حتی در بیست سالگی از عهده آن برنمی آمدم،سوزن نخ کردن.با اینکه در آن سن چشمان تیزی داشتم،اما هرگز موفق به عبور نت از سوزن نمی شدم و چیزی که باعث تعحب عظیم در من شده است این است که در این سن و با وجود کم سو شدن شدید چشمانم به حدی که دیگر چهره ه را هم از دور تشخیص نمی دهم،با این وج...
نافرمانی اسیدی - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 15:12
از جمله اتفاقات مبارک این روزها می توانم به برگشت اسید معده ام اشاره کنم در شبانگاهان.البته چند بار اولی که با حالت احساس خفگی و سوختن گلو بیدار شدم هیچ ایده ای در مورد برگشت اسید نداشتم و پنداشتم که قرار است به این شیوه خز و خیل ریق رحمت را سر بکشم و خلاص.اما،وقتی گلویم هی متورم شد و هی آنتی بیوتیک...
تله همستر - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 15:12
ملت فوبیای مار و عنکبوت و ارتفاع دازند.من فوبیای هر چیزی که مجانی باشد را دارم.زیرا معتقدم، پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا می شود.لذا،بازی همستر هیچ جذابیتی برای من ندارد و حتی اگر به پول هم برسد که بعید می دانم برسد،من ان پول را نمی خواهم.◇ فیلم: درخت زندگی نظر: معناگرا و کسل کننده Adblock test (Wh...
لجبازِ عزیزِ ما - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 15:12
برادرم از طرف خواهرم فرستاده شده بود تا مادرم را راضی کند با آنها برود مسافرت.برادرم تا خواست استارت مذاکره را بزند،مادرم گفت:- حالا تو رو فرستادن که من رو راضی کنی باهاشون برم سفر؟- بله- هه! تو که هیچی.مادرِ خدا رو هم بفرستن من راضی نمیشم!◇ بعد این مادر ما، روزی حداقل بیست بار می گوید لم یلد و لم ی...
عددها به میلیون تومان است - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 13:42
من نمی دانم پولدار بودن چه حسی دارد.نه تجربه اش را دارم و نه حتی ایده ای درباره آن.اما،پولدار به نظر رسیدن را کاملا می فهمم.در واقع دارم با آن زندگی می کنم و حالا اگر بپرسید آیا می توانم در مورد آن توضیح بدهم؟ با کمال میل توضیحات مبسوطی ارئه خواهم داد.اما،اینجا فقط همین را از من داشته باشید که فاجعه...
تعمیر و تعجب و تحیر - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 13:42
چراغ راهنماییِ سر چهار راه، نه قرمز بود و نه سبز و نه زرد و ماشین ها بدون مکث رد می شدند.منم با احتیاط و تعجب رد شدم. اما آنطرف چهار راه با دیدن دو سربازی که با یک جاروی دسته بلند مشغول تعمیر چراغ راهنمایی بودند، تعجبم به تحیر تبدیل شد.◇ جارویشان شبیه جاروهای پاکبان ها بود.◇ فیلم:ژان دوباری.نظر: یک ...
جزیره - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 13:42
در کلاس آنلاین پدافند زیستی ثبت نام نشده بودم.اما،چون خیلی کنجکاو بودم که بدانم پدافند زیستی یعنی چه؟ در کلاس شرکت کردم و همان اوایل کلاس فهمیدم که این پدافند به تهدیداتی که انسان ها،حیوانات و گیاهان را هدف قرار می دهند،ربط دارد و مثال مشهورش هم کزونا است که معرف حضور جهانیان می باشد!اواسط کلاس استا...
قناس - تاریخ: 1403/2/9 ساعت: 18:46
تبلیغ آن کافه را در اینترنت دیده بودم و فکر کردم حالا که اینقدر نزدیک است بروم ویک نوشیدنی گرم سفارش دهم و لیوان های بیسکویتی شان را امتحان کنم.راستش تبلیغ اصلی این کافه بر استفاده از لیوان های بیسکویتی تاکید داشت و اینکه جدید است و خوشمزه و اینا.رفتم و انتطار دیدن کافه ای کمی متفاوت داشتم.اما،کاملا...
تعمیراتی بی نام و نشان - تاریخ: 1403/2/9 ساعت: 18:46
سه هقته پیش گوشی ام را برده بودم به یک تعمیرات موبایل .داخل مغازه چهار تا پسر جوان بودند که بکی از انها گوشی من را برای یررسی گرفت و دو تایشان در مورد دکتری حرف می زدند در بیمارستان امیر اعلم که کارش حرف ندارد و خودش را در حالی کاملا معالحه کرده است که تقریبا بی حرکت بوده است.در ادامه گفت که دکتر یک...
گرگ قرمز - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 15:48
هر سه تا پیشنهاد از سارا بود:- یه روز عصر بریم بیرون،امروز عصر من آزاد بود.فقط،کجا بریم؟- ابیدر.پیاده روی کنیم.رفتیم و پیاده روی کردیم و به ون مورد علاقه سارا رسیدیم که برگرهای مخصوص معرکه و ارزانی دارد همراه با چای.پیشنهاد سوم، خوردن برگر بود که این را هم قبول کردم و برگرها را سفارش دادیم و رفتیم ر...
تکرار نمی شود - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 15:48
به نطرم بهتر است ادم در بخش لباس و کیف و کفش پاساژها ول بگردد تا خوراکی ها.چون در قسمت کیف و کفش و رخت و لباس فقط پول ادم می رود و خوب به هر حال ادم خریدی هم کرده است.اما،در قسمت خوراکی ها هم پول می رود و هم سلامتی.بس که همه چیز یا شکر فراوان دارد یا چربی بی اندازه و یا کلا مضر است.مثال: بستنی و انو...
سوارهای بی خبر از پیاده ها - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 15:48
هواشناسی پیش بینی کرده است که از دو شنبه به بعد دو سوم کشور را باران فرا می گیرد.این خبر را اگر هفته قبل می شنیدم احتمالا حسابی خوشحال می شدم.چون پیش بینی های برف و باران همیشه من را خوشحال کرده است.که منطقی هم هست.هوا هم قبل از باران هم در حین باران و هم پس ار باران معرکه می شود و برف را هم که دیگر...

برچسب‌های مرتبط

آلرژى فصلى | آلرژى تنفسى | آلرژي بهار | بچه پررو | بچه پررو به انگليسي | بچه پررو به انگلیسی | جايگزين پرايد | جايگزين بكينگ پودر | جايگزين وانيل در كيك | جايگزين وي چت