لذت هايى كه دور مى اندازيم - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 16:12
لذت هايى كه دور مى اندازيم پيرمرد بعد از آنكه تمام_ بستنى اش را با لذت خورد، بلند شد و به سمت شير آب رفت و ظرف خالى_بستنى اش را پر از آب كرد و با لذت_ بيشترى سركشيد.برچسبها: دلخوشى لطفا خدايا نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 20:45 توسط پرژین|
مات - تاریخ: 1396/4/16 ساعت: 16:12
پمپ بنزين و كارواش دو مكانى هستند كه هيچ علاقه اى به رفتن به آنجا ندارم و خدا رو شكر تا حالا كارواش نرفته ام.اما اين xa0روزها، اوقات xa0من با يك فسقلى مى گذرد كه به محض رد شدن از كنار پمپ بنزين پيشنهاد مى دهد: - بيا بريم بنزين بگيريم. اين پيشنهاد پتانسيل رد شدن را دارد و مى توانم جواب بدهم كه: - بنز...
طراحان داخلى - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 23:00
دو تا بچهء چهار و پنچ ساله مهمان من بودند و بعد از كمى گشت و گذار در اين خانه xa0به من xa0گفتند؛ اگر جاى من بودند در قفسه هاى كتابخانه بجاى كتاب ماشين مى گذاشتند. برچسبها: سرما خورده ام آهنوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:7 توسط پرژین|
بروم يا نروم - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 15:39
مثلا من دوست دارم كارهايم در سايه انجام شود و فقط خانواده و دوستان خيلى نزديك xa0در جريان بخش غير ادارى زندگيم باشند.اما، كم كم دارم به اين نتيجه مى رسم كه زندگى با تمام قوا تلاش مى كند اوضاع كاملا برعكس پيش برود و تازه ترين تلاشش هم كاملا موفق بوده است و تا اينجاى كار 4 xa0تا رييس و چهل تا كارمند د...
كتاب و فيلم - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 15:39
جمعهء خوب روزى xa0است كه ساعت ده صبح بيدار شوى و تلويزيون را روشن كنى و آنقدر شانس با تو بار باشد كه فيلم سينمايى"ا آنا كارنينا" در حال پخش باشد و چه بهتر از اين. و فيلم آنقدر جذاب باشد كه دو ساعت و نيم بعد كه تمام شد تازه يادت بيفتد كه گرسنه هستى و بدبختى آن كه بلافاصله يك فيلم ديگر شروع شود و دلت ...
گرمك براى گربه ها - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
يك دوستى داشتم كه هميشه يك چمدان پر از پارچه هاى گران قيمت_ مخصوص لباس كردى در خانه داشت و حتى وقتى كلا به انگلستان مهاجرت كرد، چمدانش را با خودش برد.چون ادعا مى كرد فقط با آن چمدان پر از پارچه، خيالش كاملا راحت است.خلاصه هر كسى خيالش طورى راحت است و خيال من وقتى راحت است كه در يخچال كم_كم دو نوع م
الاغيت - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 18:18
بعضى از بى شرف ها xa0خيلى شيك و پيك هستند و ادكلن هم مى زنند حتى.بعضى هاى ديگر با لباس هاى مندرس و كفش هاى پاره به چشم مى خورند.بعضى هايشان خانم هايى هستند كه از تمام خانم هاى ديگر متنفرند و بعضى هايشان آقايانى كه تمام خانم هاى ديگر را xa0عين خود_ بى شرفشان، بى شرف مى پندارند.بعضى هايشان خيلى پولدار...
خطوط قرمز - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 18:18
من در طول دوران تحصيل سه بار تجديد شدم.تجديدى يعنى اينكه نمره ام به ده هم نرسيد و حتى الان حجم نااميدى خانواده از خودم را نمى توانم تصور كنم.اما، هر كدام از تجديدى ها داستانى داشت براى خودش.مثلا: xa0تجديدى اول به اين علت بود كه يكى از معلم ها به ما يعنى من و چند نفر ديگر گفت امتحان فردايمان ساعت ده ...
ساندويچ هاى سرد - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:25
فكر كردم چه كارى ست كه صبحانه را توى خانه بخورم در حاليكه يك حياط پر از گل_ياس و xa0رز و محمدى بيخ گوشم است.بنايراين ساندويچ xa0هاى سرد آماده شده از قبل را دستم گرفتم و چند لحظه بعد غرق شده بودم در بوى خوش ياس و رز و محمدى و هواى خيلى خنك صبح xa0كه خوابم را از سرم پرانده بود و كم مانده xa0بود ساندوي...
نان - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:25
مادربزرگ يكى از دوستانم آلزايمر گرفته است و هميشه احساس گرسنگى مى كند و كار به جايى رسيده است كه مى رود توى كوچه xa0از رهگذران مى خواهد به او نان بدهند.چون گرسنه است و چون در خانه خودش به او نان نمى دهند. مشكل مادربزرگ را با يك روانشناس در ميان گذاشته اند و طبق نظر روانشناس محترم،مادربزرگ در دوران ك...
يك روش خطرناك - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:25
يك روش خطرناك يك روش خظرناك اسم يك فيلم است كه واقعا ارزش ديدن را دارد.واقعا ارزش دارد در مورد فرويد و يونگ بدانيم.اما، بيشتر از همه بازى بسيار حرفه اى بازيگر زن فيلم است كه مطمئنم تا مدتها بعد از ديدن فيلم به ياد خواهد ماند. برچسبها: يادم باشد براى پوشكين خاك و گلدان بخرم نوشته شده در چهارشنبه ده
پرسه - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
1. روز اولى كه به بحران معرفى شدم،مى خواست به كرمانشاه برود براى پرسه. و در مورد پرسه براى من xa0xa0توضيح داد كه در يك تالار بزرگ و باكلاس برگزار مى شود و هر دو ساعت يك بار چاى و خرما و شيرينى سرو مى شود و خيلى خوش مى گذرد.اين توضيحات با ذهنيت من در مورد پرسه فرق داشت.تا آنجاييكه من مى دانستم"پرسه"م...
منتقد_ مسن - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
خانم هفتاد و پنج سال داشت.اما، تند و تيزى حركاتش ابدا به سنش نمى خورد.اين را از چند بار پياده شدن از تاكسى و دوباره سوار شدنش فهميدم.چابكى حركاتش بيشتر به يك جوان بيست ساله شبيه بود و اين اصلا اغراق نيست.با همه ء اين xa0ها پيرى را بدترين اتفاق زندگيش مى دانست و معتقد بود پيرى خيلى زود سراغ آدم مى آي...
ممنوع براى روحيه هاى حساس - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
1. ديروز طى يك تماس تلفنى به بحران خبر داده شد يكى از فاميل هاى همسرش در بيمارستان فوت كرده است و جنازه روى زمين مانده است و همه منتظر او هستند تا برود و جنازه را ببرند و به خاك بسپارند و به همين خاطر وى xa0به سرعت خداحافظى كرد و رفت. امروز در جواب "پرسه خوش گذشت؟"فقط به جواب"بله خوشبختانه به موقع ر...
درهاى ملكوت - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
بحران به هر كسى مى رسد خواهش مى كند برايش دعا كنند. دو هفته پيش بحران يك روز از من خواست براى او دعا كنم كارى كه مد نظرش است، به سرانجام برسد و من خنديدم.روز بعد خواهش كرد براى او دعا كنم كه آن كار مهم به سرانجام برسد و من دو باره خنديدم.روز بعدتر توضيح داد آن كار مهم خريد يك خانه است كه موقعيتش بس
مشكلات مخصوص - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 2:37
سارا يك برنامهء مستند ديده است در بارهء تفاوت مغز كودكان خانواده هاى فقير و پولدار.از قرار در زمان به دنيا آمدن مغز تمام بچه ها شبيه هم است و كم كم كه زمان مى گذرد و بچه ها بزرگتر مى شوند تفاوت مغزها هم مشخص مى شود و در مغز كودكان خانواده هاى فقير نقاطى xa0از مغز كه مربوط به پول و كارهاى اقتصادى است
اينطور روزها هم.... - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 23:39
يك روزهايى هم اينطورى مى شود: 1. آرزو بعد از دو سال زنگ مى زند و مى پرسد: - زنده اى؟ديشب توى خواب من مرده بودى! و منت مى گذارد: - تا صبح برات گريه كردم. و خودش را دعوت مى كند: - اين هفته ميام ديدنت! 2. يك پاكت پر از اسناد مهم را به تخريب چى مى دهم تا ببرد جايى كه مى برد البته و وقتى برمى گردد گزارش ...
ادب اجبارى - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 23:39
داستان اين بود كه من بايد دوازده حلقه دى وى دى را با دقت نگاه مى كردم و مى فهميدم و تدريس مى كردم.آيا اينكار ساده ست؟خير.اما، من چند هفته وقت گذاشته ام و انجامش داده ام و در نهايت متوجه شده ام كه چند تا از دى وى دى ها تكرارى است و به همين دليل چند تا از مباحث ناقص است.امروز زنگ زده ام و خواهش كرده ا...
فقر و قحطى - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 23:39
تصميم داشتم اين بعدازظهر: - آن جزوهء شصت و شش صفحه اى را مطالعه كنم كه امتحانش هفتهء آينده است و خيلى هم مهم است. يا حداقل : - آشپزخانه را مى شستم كه هنوز xa0پر از خرده هاى شيشهء پيركس xa0است و راه رفتن در آن xa0خطرناك است. يا حداقل تر: به خريد مى رفتم و يخچال را از حالت فقر و قحطى در مى آوردم و امي...
آلرژى - تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 23:39
يك عده هم - xa0كه تعدادشان كم نيست- وجود دارند كه آلرژى را به سوسول بازى ربط مى دهند و تازه از اين هم بيشتر؛بعضى هايشان با شنيدن فقط اسم آلرژى آنچنان چشم و ابرويى مى رقصانند كه معنايش چيزى در مايه هاى "تو را چه به اين حرفها؟"و يا"اين چيزهابه گروه خونى شما نمى خورد" مى شودتعجب من از اين است كه اين عد...

برچسب‌های مرتبط

آلرژى فصلى | آلرژى تنفسى | آلرژي بهار | بچه پررو | بچه پررو به انگليسي | بچه پررو به انگلیسی | جايگزين پرايد | جايگزين بكينگ پودر | جايگزين وانيل در كيك | جايگزين وي چت