ضعیف و زبون
-
تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 19:21
این وراج یک بسته بزرگ بادام زمینی گذاشته است توی کشوی میزش و یک ساعت است دارد خرچ خرچ بادام زمینی کوفت می کند و زر می زند و حساب طلا و دلار و سود و ضررش را می کند.همه اینها که همه شان هم به اندازه کافی روی مخ هستند به کنار.چیزی که روان من را به شدت خش داده است این است که هر ده دقیقه یک بار تصمیم می ...
خانه
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 2:52
تنها دو روز خانه نبودم و به اندازه دو سال خسته شده بودم.تا اینکه رسیدم خانه و آرام گرفتم.حتی فبل از رسیدن به خانه دیدن چراغ های روشن شهر در دل کوههای زاگرس از بالای گردنه صلوات آباد،تمام خستگی هایم را پراند و دلم را لبریزاز خوشی کرد. احساس می کنم هرگز شجاعت رفتن را این کشور را پیدا نخواهم کرد.بنابرا...
تماما سفید
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 2:52
خیلی با عکس سلفی گرفتن میانه خوبی ندارم.اما، تا مجسمه گورخری را دیدم که بیچاره خیلی هم کش آمده بود تصمیم گرفتم یک سلفی جذاب با جناب گورخر بگیرم.دلیل اول این تصمیم سریع و کمی عجیب رنگ سیاه و سفید گورخر بود که به نظرم رسید هارمونی قشنگی با موهای سیاه و سفید من دارد.دلیل دوم هم آوانگارد بودن مجسمه و کش...
پا برهنه
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 2:52
هر چی رییس داریم تو اداره در جلسه امروز شرکت داشتن و با گوشی هاشون قیمت دلار و سکه رو چک می کردن.یکیشون که از همه پکرتر بود یک صفحه رو تو گوشیش به ما نشون داد و گفت:- طلا از سه میلیون رسیده به دو میلیون وصد.دلار هم شده چهل و پنج تومن.من گفتم:- چه خوب! امیدوارم ارزونتر هم بشه.بقیه فقط لبخند زدند.جرات...
سوء استفاده از اخلاق
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 12:35
هدیه همکار قدیمی و دوستی که تقریبا شش ماه است که از زندگیم حذفش کرده ام امروز به من زنگ زد و خبر داد که به روسا زنگ زده است و خواهش کرده است کاری را برایش انجام دهند.(آن کار مربوط به واحد من است و باید به من زنگ می زد).روسا هم مطابق آنچه خودش گفت جواب داده اند؛ با من تماس بگیرد و بخواهد که کارش را ا...
از خود متشکر
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 12:35
کل خانواده ما و فکر کنم همه خانواده های دیگر، بعد از غذا از کسی که غذا را درست کرده است با بردن اسمش تشکر می کنیم.یعنی قبل از عبارت تشکری اسم شف مربوطه را حتما می آوریم.بر اساس این سنت امشب که مورچه زحمت شکستن رشته های ماکارونی و ریختن آنها در آب را کشیده بود،بعد از غذا گفت:- دست خودم درد نکنه! Adbl...
تنظیمات کارخانه
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 12:35
صافی به دست آمده از کراتینه کردن موهایم کاملا از دست رفته است و برگشته ام به تنظیمات کارخانه.راستش دیدن قیافه خودم با این موهای فر کمی برای خودم هم عجیب است ولی نه دیگر آنقدر که یادم نباشد زمانی چنین موهایی داشته ام و اصل موهای من همین است که الان هست.اما،مادرم راستی راستی یادش رفته است و امشب اصرار...
واسه قشنگی
-
تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 12:40
داشتم رانندگی می کردم که یهو انگار کسی یک عالمه برف ریخت توی هوا.اما، فقط توی هوا بودند و انگار همان جا محو می شدند.چون ما حتی یک دانه برف هم ندیدم که به زمین برسد.مورچه در حالیکه به وضوح از دیدن آنهمه زیبایی پرشکوه لذت می برد، آنچه می دیدیم را در یک جمله خلاصه کرد و گفت؛- این برف فقط واسه قشننگیه!و...
ژل
-
تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 12:40
سارا فکر می کرده است که تزریق ژل به صورت برای پر کردن انواع چاله و چوله ها در حدود یک میلیون تومانی می شود.اما،توسط خواهرش از جهل در آمده و فهمیده است رقم مورد نظر را کم _کم باید در بیست ضرب کند.من برای اینکه مطمئن شوم پرسیدم:- بیست میلیون؟- آره!- خوب یه آدم اینا رو می خواد چکار؟- والا یه آدم اینا ر...
فرفری
-
تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 12:40
مورچه داشت خودش را توی آینه نگاه می کردو یهو نمی دانم چه فعل و انفعالاتی در مغزش رخ داد که گقت:- من دلم می خواد موهام فر بود.- اوه نه.موی فر خیلی دردسر داره!کمی به من نگاه کرد و فکر کنم یاد دردسرهای موهای من افتاد که تا حدی در جریانشان است.به همین خاطر گفت:- ببین دوس دارم فر باشن ولی نه برای زندگی!*...
از این خاله تا آن خاله
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 15:40
خواهرم که مربی یوگاست،یک تکتیک عالی به مورچه یاد داده است برای وقت هایی که خوابش نمی گیرد.تکنیک به گفته خودشان بسیار ساده و کاربردی است و تنها با چهار تنفس خواب هر کجا که باشد خودش را به چشمان مورچه می رساند و بعدش مورچه تخت می خوابد.اینها را خواهرم با خونسردی کامل برایم می گفت و خوب باورش کمی برای ...
اگر نمی ترسیدی...
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 15:40
اگر نمی ترسیدم بجای اینکه فردا سر کار بروم، یک کوله پشتی برمی داشتم با کمی خرت و پرت.لباس های خیلی گرم می پوشیدم و سر می زدم به کوهی،کمری،جایی و دیگر برنگردم.* امروز سر کار نرفتم.چون دلم نمی خواست سر کار بروم.* من فقط می خواهم آزاد باشم.پروانه ها آزاد هستند.(چارلز دیکنز) Adblock test (Why?)
گرگ تنها
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 15:40
اگر:1. مستقل هستید.یعنی خودتان برای خودتان تصمیم میگیرید و از عقاید یا اعمال دیگران پیروی نمی کنید.2.،یک احساس قوی نسبت به خود دارید.منظور این است که شما درک واضحی از خود و آنچه که بخاطر آن ایستاده اید دارید3..شما درونگرا هستید.شما زمانی را صرف تفکر در افکار و احساسات خود می کنید و درک عمیقی از خود ...
کهکشان اسب آبی
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 3:11
مطب دندانپزشکی که می خواستم بروم طبقه اول ساختمان بود و فهمیدن اینکه اگر از پله ها بروم،زودتر میرسم کار سختی نبود.اما،دو تا خانم که یکی پیر و دیگری خیلی پیرتر بودند،داشتند از پله ها پایین می آمدند و همچنان که پایین می آمدند متوجه شدم خانم پیر در واقع دست خانم پیرتر را که یک چشمش را هم عمل کرده بود گ...
یاغی
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 3:11
دو سال پیش که من با پروین همان روانی خطرناکی که رییسم شده بود،دعوا کردم و بعد از کش و قوس های فراوان از آن اتاق بیرون آمدم،تصمیم گرفتم در مورد این موضوع با کسی حرف نزنم.جز نیلوفر و هدیه و روسا که بالاخره جلسه تشکیل می دادند و من و پروین را رو به روی هم قرار می داند تا حرف هایمان را بزنیم.البته خیلی ...
آدم مطمئن
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 3:11
منتظر مورچه بودم که بیاید پایین تا ببرمش کلاس زبان.برخلاف همیشه دیر آمد و معذرت خواهی کرد و گفت:- خواب بودم.- مگه قرار نبوذ مادربزرگ سر ساعت بیدات کنه؟- بیدار کرد ولی من باز هم خوابیدم.اصلا امروز باید کلاس تعطیل میشد.- چرا؟- بخاطر هوا- هوا به این خوبی و بارونی.چرا نعطیل کنن؟- آخه هوا خوابیه!- یعنی چ...
مصرع حک شده در مخ من
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 21:58
فردا قرار است سارا بیاید اینحا تا با هم سیب زمینی و قارچ با سس بشامل درست کنیم.با وجود اینکه اطمینان دارم این کار از هیچکدام از ما برنمی آید امروز رفتم سیب زمینی،قارچ،شیر،خامه و سس خریدم و سارا هم قرار است فردا با آرد بیاید.البته چیزی که می خواهم بنویسم این نیست.رلستش اصلا نمی خواستم در این مورد بنو...
سوءتفاهم
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 21:58
با سارا داشتیم توی کوچه ما راه می رفتیم و این کوچه هم که پر است از گربه و خوشبختانه گربه ها در این کوچه آزادی کامل دارند و با خیال راحت می آیند و می روند.اما،یهو یک گربه هراسان از کنار ما رد شد و خودش را به لوله کشی گاز روی یک دیوار آویزان کرد و سعی کرد از دیوار بالا برود.اما،نمی دانم اعتماد به نفسش...
شماتت
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 21:58
هر روز عمیق تر در شوک جدیدی فرو می روم.کاری که محمد مرادی کرده است را نمی توانم آنالیز کنم.از طرفی معتقد هستم مراقبت از روح و روان خودش یک رفتار کاملا سیاسی و لازم برای پیمودن جاده مبارزه با ظلم و ستم است و از طرفی از جان گذشتن یک انسان برای هدفی که دارد من را در بهت فرو برده است.بزرگترهای ما داستان...
صداقت یک دروغگو
-
تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 5:15
سه ماه پیش یک روز کسی زنگ در خانه را زد و بعد از جواب دادن من خواهش کردم بروم دم در.رفتم و فهمیدم که این آقا ربطی به زمین کناری دارد که تازه می خواهند در آن ساخت و ساز را شروع کنند و حالا برق ندارند و از من برق می خواهند.پرسیدم:- برای چند روز؟- سه روز- باشه.یک دو شاخه آوردند و از برق اینجا استفاده ک...